السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

238

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

كمان رها مىشود . 2 - پرتاب سنگريزه بوسيله ناخن سبابه . 3 - جويدن آدامس و سقز . 4 - بالا كشيدن پيراهن به هنگام تخلى . 5 و 6 - بازگذاردن دكمه‌هاى قبا و پيراهن . [ 1 ] امام باقر ( ع ) ضمن حديثى مفصل مىفرمايند : به هنگام نزول عذاب و در دل تاريك شب لوط به همراه همسر و دخترانش قوم خويش را ترك گفت اما همسر لوط در ميانه راه از آنها جدا گشت تا قوم خويش را از حركت همسر و دخترانش آگاه سازد . در اين ميان خداوند به جبرئيل وحى فرستاد كه به هنگام طلوع فجر عذاب قوم او حتمى خواهد بود . عذابى بسيار دردناك بطوريكه قطعه‌اى از زمين از جاى خويش كنده شده و به آسمان رسيد تا آنجا كه صداى سگها و خروسهاى آن را اهل آسمان نيز مىشنيدند . آنگاه آن شهر بر اهالى آن واژگون گرديد و متعاقب آن بارانى از سنگريزه‌هاى سجيل بر سر آنها فرود آمد و هيچ اثرى از آن قوم بر روى زمين باقى نماند مگر خانه لوط تا عبرتى باشد براى كسانى كه از آن منطقه عبور خواهند كرد . مكانى كه عذاب خداوند بر قوم لوط نازل گشت نواحى شامات بود و بر اثر زمين لرزه در حد فاصل درياى شام و مصر صخره‌هاى عظيمى سر از آب بيرون آورد . [ 2 ] در تفسير على بن ابراهيم قمى آمده است : هنگامى كه ابراهيم از آتش خشم نمرود نجات يافت . به طرف بيابانى كه بر سر راه يمن به شام قرار داشت حركت كرد . او مدتى را در آن منطقه سپرى نمود و هر ميهمانى كه بر او وارد مىگشت مورد تفقد خويش قرار مىداد . آوازه نجات ابراهيم از آتش نمرود در همه جا پيچيده بود و ابراهيم از اين فرصت استفاده كرده و مردم را به اسلام فرا مىخواند . در هفت فرسخى محل اقامت ابراهيم سرزمينى آباد با كشت و زرع فراوان وجود داشت و چون در مسير عبور كاروانهاى مختلف قرار داشت همواره مسافران از ميوه‌ها و كشتزارهاى آن بهره مىجستند مردم آن منطقه بارها از اين وضعيت شكوه كرده بودند تا آنكه ابليس بدانها آموخت تا هر كس را كه بر آنها وارد مىشود خلع لباس

--> [ 1 ] خصال - ج 1 - ص 331 . [ 2 ] علل الشرايع - ص 155 - و تفسير عياشى - ج 2 - ص 157 .